۱۳۸۷ فروردین ۱۹, دوشنبه

نگاهی دیگر به نمایش انتخابات مجلس هشتم و پیامدهای حضور نظامیان ؟

نمایش انتخابات که از ماه ها پیش طراحی شده بود و به کارگردانی نیرو های نظامی و امنیتی مدیریت می شد با بازیگری تعدادی از افراد نظامی و امنیتی ناشناخته و گاهی شناخته شده به پایان رسید. تهیه کنندگان، کارگردانان ، طراحان و بازیگران همگی از بازی و عملکرد خود راضی بودند زیرا بر این باور بودند که با آمار ساختگی مشروعیت لازم و ضروری را برای ادامه حکومت خود بدست آوردند. آنان توجهی به خواست مردم، تماشگران و تحریم کنندگان نمایش نداشتند، از آن رو با پایان نمایش، سیل تبریک و تهنیت را بهم آغاز کردند و از توانایی های یکدیگر سخن گفتند. آنان بر این باور بودند که در روز 24 اسفند حماسه آفریدند و توده های مردم را به پای صندوق های رأی کشاندند تا به مردم دنیا نشان دهند که پایگاه اجتماعی گسترده دارند و از مشروعیت حکومت برخوردارند. به نظر می رسد که دولت مردان جمهوری اسلامی ایران که خود را بازیگر و کارگردان توانایی می پندارند در زمان حال زندگی نمی کنند و با راز و رمز دنیای اطلاعات و گردش سریع و گسترده اطلاعات در بین مردم در دنیای امروز آشنایی ندارند ویا بهایی به آن نمی دهند، از آن رو گاهی به شگرد های خنده داری دست می زنند، از یک سو بیانیه اتحادیه بین المجالس را در مارس 1994 امضاء می کنند و خود را پایبند آن می دانند که در آن انتخابات آزاد، عادلانه، سالم، مخفی با نظارت بر اخذ و شمارش آن الزامی است از سوی دیگرماده 3 از قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی را مطرح می کنند و بکار می برند که در آن می گوید، ً نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی به عهده شورای نگهبان می باشد، این نظارت، استصوابی و عام و در تمام مراحل در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است، بند های 1 و 3 از ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی هم اضافه می کند، ً اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیهً . بنابرین دست گروه های اجرایی و نظارتی باز می گذارند که بتوانند با برداشت های یک سویه از این قوانین غیر دمکراتیک هرکسی را که خواهان شرکت آنها در این نمایش انتخاباتی نباشند از دور خارج کنند و با اندازه گیری اعتقاد آنها که امر درونی و قلبی است اتهامات مختلفی را بر آنها وارد سازند، در این راستا تعداد کثیری از کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم را در همان مراحل نخست رد صلاحیت کردند و با تعداد اندکی که مورد تأیید بودند وارد انتخابات 24 اسفند شدند. دو گروه در انتخابات به نام های اصولگرا و اصلاح طلب نمایش انتخابات را پیش بردند. هرکدام از این دو گروه به دو بخش تقسیم شدند. گروه اصولگرایان متحد وفراگیر اغلب از افراد نظامی و امنیتی تشکیل شده، تعداد کمی روحانی در ترکیب آنها قرار دارد، این گروه ها بویژه اصولگرایان متحد در ظاهر از حمایت رهبری برخوردار است. گروه اصلاح طلب هم از دو بخش تشکیل شده، رهبری هر دو بخش در دست روحانیت است. این دو روحانی یکی 8 سال رئیس قوه مجریه و مجری قانون اساسی بود و دیگری ریاست قوه مقننه را در دست داشت، بنابرین هر دو از کارگردانان کار کشته و بازیگران بنامند. جنبش اصلاحات یکی از جلوه های جالب و ویژه تاریخ کشور ماست. ایران کشوری است که سه دهه است این کشور از سوی روحانیت اداره می شود، همه ارگان ها تحت نظارت و کنترل آنهاست و برخی از آنها خود را اصلاح طلب می نامند و خواهان اجرای قوانین و قواعد دمکراسی در کشور هستند و یا آنگونه خود را نشان می دهند و در این راستا تعدادی از روشنفکران را هم مجذوب خود کردند و گاهی هم به مظلوم نمایی می پردازند. نامه اخیر کروبی و خاتمی برای شمارش مجدد آرا در تهران در این راستا است، به نظر می رسد بازی دیگری در شرف تکوین است، باید هوشیار بود و گول این بازی ها را نخورد که سال ها است تکرار می شود. به هر رو انتخابات با تبلیغات وسیع و گسترده ای از سوی صدا و سیما آغاز شد، هیچکدام از گروه ها و نمایندگان برنامه ای که نشان دهد در صورت انتخاب چه کار هایی خواهند کرد ارائه ندادند، تنها هدف آنها کشاندن مردم به پای صندوق های رأی بود. برخی از رهبران مذهبی و آیات عظام با حکم شرعی خواندن انتخابات مردم را به رأی دادن تشویق کردند، رهبری اصلاحات که خود مجری قانون اساسی در انتخابات مجلس هفتم بود و روند بد اخلاقی در اجرای انتخابات مجلس هفتم را مطرح کرده بود، این بار نیز با فاجعه خواندن رد صلاحیت ها از مردم خواست که در انتخابات شرکت کنند و بازی طرف مقابل را برهم زنند. ولی هیچگونه اقدام عملی در حفظ و نگهداری آراء مردم از خود نشان ندادند.به هر رو انتخابات مخدوش و پر از تقلب که برخی از خودی ها هم به آن اعتراض داشتند بگونه دوره های پیشین با اجرا در آمد. در پایان روز انتخابات برای نشان دادن استقبال پر شور مردم ساعت انتخابات را تمدید کردند و در نهایت با بسته شدن حوزه ها پیام های تبریک آغاز شد. وزارت کشور میزان شرکت در انتخابات را در همان روز نخست بیش از 60 در صد اعلان کرد که دور از واقعیت به نظر می رسید. سران نظام انتخابات را با سیاست خارجی گره زده، آن را شکست دشمنان و پیروزی نظام جمهوری اسلامی خواندند. رهبر انقلاب و ولی فقیه نظام گفت. انتخابات روز جمعه، آزمون عظیم ملی برای افزایش اقتدار و عزت ملت ایران و نظام اسلامی استً در این راستا محمد علی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه گفت.ً بازنده اصلی این انتخابات آمریکا بودً ، علی لاریجانی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و رئیس گروه مذاکره کننده در بحران اتمی که از سوی مردم قم وارد مجلس هشتم شده با حمله به کشور های غربی گفت، ً کشور های غربی کوشیده بودند با صدور قطعنامه و تهدبد مانع از حضور مردم در انتخابات شوند، اما در این تلاش خود شکست خوردند ً. خبرگزاری های وابسته به دولت نهم از جمله خبرگزاری فارس گزارش داد که 70 درصد از مجلس هشتم را اصولگرایان بدست آوردند. احمدی نژاد با خشنودی از این پیروزی خواهان سهم در مدیریت جهان شد و در جمع اعضای دولت گفت. ً سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید راه را برای حضور همه دستگاه ها در عرصه جهان هموار کند تا ایران وارد عرصه مدیریت جهان شود. ً با این گونه شعار ها نمایش انتخابات به پایان رسید، تعداد بیشتری از نظامی و امنیتی ها وارد مجلس شدند و تعدادی از نمایندگان مزاحم در مجلس هفتم که اغلب از آذربایجان بودند بعلت عدم التزام عملی به اسلام و نظام از مجلس دور شدند، از این رو در ظاهر مجلس هشتم بمراتب از مجلس هفتم که حداد عادل آن را ساکن و بی سر و صدا خوانده بود، شکل گرفت. این مجلس در ظاهر مظلوم تر و مطیع تر عمل خواهد کرد. البته به نظر می رسد اینگونه نخواهد بود زیرا بحران اجتماعی و اقتصادی هر روز عمیق تر می شود و جامعه ایران در تب و تاب بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به سر می برد، باز تاب اینگونه بحران ها به مجلس اجتناب ناپذیر است. مجلس به اینگونه بحران ها واکنش نشان خواهد داد، هرچند هدف تک صدایی کردن مجلس و قوه مقننه است تا در خدمت نظام و ولایت باشد!! در تحلیل انتخابات غیر دمکراتیک، ناسالم، غیر عادلانه در ایران سخن فراوان است، ساختار نظام جمهوری اسلامی با همه ارگان های آن از قانون اساسی گرفته تا نظام اداری و حقوقی غیر دمکراتیک و متضاد با شرایط امروزی جهان است. نمی توان با حفظ این ساختار به آزادی، دمکراسی و حقوق بشر دست یافت. نمی توان در اسارت شورای نگهبان و دخالت مستقیم نظامیان از انتخابات آزاد و مشارکتی سخن گفت، از این رو برخی از افراد سرشناس و گروه های سیاسی از شرکت در نمایش انتخابات خودداری کردند و آن را با این شرایط بی معنی خواندند. به نظر می رسد با عدم شرکت اکثریت مردم در انتخابات، نمایندگان مجلس هشتم همه مردم ایران را نمایندگی نمی کنند، گروه های قومی، ملی و احزاب گوناگون از فرستادن نمایندگان واقعی خود به مجلس محروم شدند، نگاهی به آمار گوناگون که از سوی منابع مختلف و گاهی بی طرف منتشر می شود نشان می دهد که اکثریت مردم در انتخابات شرکت نکرده اند. وزارت کشور واجدین شرایط برای رأی دادن در کشور را 43 میلیون نفر اعلان کرد، در پایان روز رأی گیری تعداد مشارکت مردم 20 میلیون نفر بود، بنابرین میزان شرکت در انتخابات زیر 50 درصد بود و تعداد شرکت کنندگان در شهر های بزرگ بسیار ناچیز بوده است، به نظر می رسد تعداد شرکت کنندگان در حوزه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر زیر 30 درصد باشد، زیرا مجموع واجدین شرایط بیش از 7 میلیون و شرکت کنندگان در انتخابات زیر دو میلیون بوده است، مجموع رأی نفر اول تهران 844 هزارو 230 رأی( حداد عادل) با 13 درصد و اسداله بادامچیان با 436 هزار و 600 رأی یعنی با 5/6 درصد وارد مجلس شده اند، افراد بین این دو زیر 10 درصد بوده اند. این در حالی است که خاتمی و کروبی در نامه ای به شورای نگهبان و مقامات دیگر خواستار باز شماری آرای تهران شدند و گفته اند بر اساس منابع موثق شائبه و نگرانی زیادی در شمارش آراء وجود دارد و دست اندازی ناروایی از سوی مراکز انجام گرفته است.اگر این ناروایی و دست کاری در تهران صورت گرفته باشد که در آن نمایندگان گروه ها و افراد نظارت مستقیم داشتند، در شهرستان ها و روستاها به مراتب بیشتر بوده است، از آن رو اصل انتخابات و سلامت آن در کل کشور زیر سئوال است. در این رابطه اطلاعات بیشتری در حال گسترش در درون و بیرون کشور است. یکی از ویژه گی های مهم انتخابات مجلس هشتم آن بود که مردم اطلاعات کافی در مورد کاندیدا ها بویژه در شهر های بزرگ نداشتند، برخی از کاندیدا ها تا دو روز پیش از انتخابات از صلاحیت و یا عدم صلاحیت خود اطلاع نداشتند، از آن رو فرصت کافی برای معرفی خود و برنامه های خود را بدست نیآوردند، شاید یکی از دلایل کم رونقی انتخابات در این دوره همین بود. به هر رو عدم اعتماد به دیگران نشانه بارز دیکتاتوری و گسترش آن در جامعه است. نظامیان کشور از ماه ها پیش همه ارگان های تبلیغاتی خود را برای نمایش قدرت در پیوند با مجلس هشتم بکار بردند، جابجایی ها ، برگماری ها و انتصابات در این راستا صورت گرفت تا مجلس یکدست تشکیل شود. علیرضا افشار فرمانده سابق بسیج، معاون سیاسی وزارت کشور و ریاست ستاد انتخابات کشور در هشدار به مطبوعات گفت. ً نتیجه انتخابات هر چه است، نباید آن را زیر سئوال برد.ً این خواست و آرزوی نظامی ها است ولی جامعه با چنان بحران های عمیقی روبرو است که نمی توان عملکرد مجلس هشتم را براحتی پیش بینی کرد، آنچه مسلم است دولت نهم با چالش های جدی در مجلس روبرو خواهد شد، زیرا بحران اقتصادی جامعه را تا پرتگاه سقوط پیش برده است، مجلس هفتم وظیفه نظارتی خود را در رابطه با عملکرد دولت بکار نبرده است، مجلس هفتم در کنترل دولت نهم قرار داشت، از این رو نتوانست وظیفه نظارتی خود را به اجرا در آورد. تزریق دلار های نفتی به اقتصاد کشور، پایین نگهداشتن سود بانکی در حد پایین تر از تورم، اعمال پوپولیستی و پخش پول به پروژه های زود بازده در راستای ایجاد فرصت های شغلی و افزایش بی رویه نفدینگی تا 150 میلیارد تومان و در نهایت تشویق واردات برای پایین کشیدن تورم که خود باعث تعطیلی دهها و صد ها مراکز تولیدی شده است به بحرانی تبدیل شده است که برون رفت و کنترل آن از طریق اعمال قدرت و زور امکان پذیر نیست. مجلس یکدست، دولت نظامی و امنیتی جوابگوی نیاز های امروزی جامعه ایران نیست، هر روز ابعاد بحران گسترده تر می شود، انتخابات یکی از پایه ها و مولفه های مهم دمکراسی و گسترش آن در جامعه است ، در خیلی از کشور های جهان برای مشارکت بیشتر مردم در آن همه اقدامات صورت می گیرد که مجلس قانون گذاری متشکل از افکار و اندیشه های گوناگون باشد تا بتواند همه مردم را نمایندگی کند ، در ایران با طرد غیر خودی ها و دگراندیشان هر روز فاصله دولت و نظام با مردم بیشتر می شود از آن رو نظام به مردم اعتماد ندارد و با هر جنبش اجتماعی ، صنفی و سیاسی به شدت مفابله می کند زیرا موجودیت خود را در خطر می بیند در نتیجه خشونت را در جامعه گسترش می دهد ، بحران همه جانبه در جامعه روزافزون است . بحران اقتصادی به گسترش بحران اجتماعی ، بیکاری وناملایمات دیگر می انجامد ، در این میان تنش بین ملل و اقوام ساکن در گستره ایران رو به افزایش است، تعطیلی مطبوعات، زندانی کردن فعالان کارگری و دانشجویی، فشار بر جامعه زنان و استادان دانشگاه چاره ساز نیست، نگاهی دیگر به نمایش انتخابات و پیآمد های آن این در شرایطی است که ایران همه ظرفیت های رشد و توسعه پایدار را دارد و می تواند در مدت کوتاهی با همکاری همه ملل و اقوام خود در مسیر رشد قرار گیرد. آنچه ضرورت دارد مشارکت آزادانه مردم در سرنوشت سیاسی خویش است که بتواند نمایندگان واقعی خود را به مجلس قانون گذاری بفرستد و در سرنوشت سیاسی کشور و منطقه خود سهیم باشد...

۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه

انسان یا حیوان کدامیک موجود باهوشترند ؟

به جد و یا به شوخی می‌گویند انسان اشرف مخلوقات است. و سوی دیگر عالمان انسان را از این مقام پائین آورده و عقیده دارند انسان حیوان ناطق است. بی آنکه جبهه‌گیری شود یک چیزی را می‌توان به یقین بیان کرد: دنیای حیوانات دنیایی متفاوت از دنیای آدمیزاد می‌باشد. این برداشتها همه حدسیات می‌باشند و چون یقین نیست، پس، از فرضیات محسوب می‌شوند و فرض هم که محال نیست. فرضیات هستند چون خود حیوانات در این رابطه چیزی را بیان نکردند. گفته می‌شود دنیای حیوانات متفاوت از دنیای انسانهاست و علی‌رغم این تفاوتها، نقاط مشترک زیادی دارند و حتی گفته می‌شود انسان، حیوان تکامل یافته است. انگیزه و محرک حیوانات را غریزه می‌دانند. خوردن و نوشیدن و جفت‌گیری از این قبیل است. این رفتارها نه تحمیل شده از دیگران است و نه برنامه‌ریزی شده است. خیلی از رفتارهای بعضی انسانها، در عین حال که شامل رفتار غریزی است، در عین حال تکامل رفتار غریزی بسوی امیال نیمه غریزی و نیمه هوشمندانه ولی با ماهیتی تماماً خودخواهانه می‌باشد. البته یک چیزی بسیار مسلم است در پس هر رفتاری که چه جنگ‌طلبانه و چه مسالمت‌جویانه، هر دو لذت‌جویانه است و اگر هم تا کنون بیان نشده است لذت کلید گم شده این دو دنیاست. رفتار و نیازهای حیوانات و جبران آن، تابع قوانین غریزه است برای ارضای خود، قوانین و تبصره ندارند این امورات متعلق به انسانهاست. مرز اشباع حیوانات در سیر شدن آنهاست. حیواناتی که گله‌ای زتدگی می‌کنند تابع قوانین رهبری هستند و قدرتمندترین آنها بر مصدر قدرت می‌نشیند با کودتا و نقشه‌های سری به قدرت نمی‌رسند و نقشه نابودی دشمنان خود را هم ندارند و وقتی هم که به قدرت رسیدند رقیبان خود را تحت عنوان دشمنان نابود نمی‌کنند، از میان برداشتن مخالفین خود را با قتل‌های زنجیره‌ای پیش نمی‌برند. شکنجه دادن رقیبان در کار نیست و از اینکه روزگاری رقیب او مدعی قدرت بوده قصد انتقام و کینه هم ندارند ابزارهای مخوف شکنجه را ندارند و هیچ هم دارای سلاحهای انهدام جمعی نمی‌خواهند باشند که وای به آن روز! فصل جفت‌گیری که برسد در انظار عمومی چنان کنند که گویی اتفاقی نیافتاده است و ضمناً برای چنین کاری نیازی به اوراد ، دعا و صیغه هم ندارند و ستاد مبارزه با منکرات هم ندارند چونکه امر به معروف و نهی از منکر مقوله ای ناشناخته است و خواهران زینب و برادران بسیجی هم ندارند.. غیبتی هم از هم نمی‌کنند چون اصلاً حرف نمی‌زنند و اگر چنین می‌کنند حداقل ما نمی‌دانیم احتمال اینکه زبان خودشان را داشته باشند اطلاعی در دست نیست. هر چیزی را با ماهیت بد و خوب ارزیابی نمی‌کنند چون قرار نیست با ارزشگذاری علمی و دینی، مجازات شده و یا اینکه تاج طلایی کسب کنند از همه مهمتر وعده بهشت و جهنم را ندارند. از غم دنیا آزادند چونکه حیوانند و بنوعی بی‌خیال هستند. دارای متخصصین هم نیستند که در رشته‌های حیاتی از جمله کارشناس جنگ ، کارشناس راکتهای اتمی و سلاحهای بالیستیکی ، کارشناس شکنجه، کارشناس مغزشویی، کارشناس اعترافات تلویزیونی، کارشناس بازجویی، کارشناس روان و جامعه‌شناسی، کارشناس سود و سرمایه‌گذاری و غیره ، دارای دکترای ارشد هم نیستند البته این اواخر آدم‌ها کارشناس حیوانات هم پرورش می‌دهند و احتمالا حیوانات حق دارند بپرسند شما مشکلات خود را حل کردید که حالا نوبت مشکلات ما رسیده باشد و بخواهید آنرا حل کنید؟ حیوانات فاقد ایدئولوژی و مذهب هستند و طبعاً جنایتی هم تحت این عناوین در بین آنها صورت نمی‌گیرد و اگر هم قتلی صورت می‌گیرد این قتل نه برای کسب قدرت بلکه صرفاً سیر کردن شکم است و بس و ربطی به قتلهای زنجیره‌ای ندارد. کشتن و سیر کردن شکم ذاتی است و نمی‌گویند بکش تا کشته نشوید و تازه کشتن هم به معنی واقعی کلمه جان ستاندن است و لذت حاصل از زجر دادن و ناظر عذاب کشیدن طعمه، هم در این دنیا، یعنی دنیای حیوانات جایی برای خود ندارد می‌کشد تا زنده بماند و این را طبیعت پیش پای حیوانات قرار داده است نه اینکه می‌کشد تا خود را اثبات کند و نه اینکه می کشد خود را برتر و دیگران را منحرف و ملحد می داند. از همدیگر جاسوسی نمی‌کنند و جاسوس قدرتمند از خودشان هم نمی‌شوند چون که اصلاً حرف زدن بلد نیستند چونکه در مقابل جاسوسی مزدی در کار نیست و مزدوری مفهومی ناشناخته است. چون چیزی به اسم اخلاقیات و شرف و وجدان ندارند فقط غریزه دارند و بس، چیزی به اسم بد و خوب، درست و نادرست ندارند چون دینی در کار نیست، حلال و حرام هم در کار نیست پس دشمن عقیدتی و دینی هم ندارند. آرزوهای آنچنانی و بلندپروازانه هم ندارند که جاه‌طلب باشند و بخاطر آن دست به هر جنایتی بزنند و بعد هم شادمانه از آن جنایت لذت ببرند دانسته‌ها حاکیست که حیوانات برای لذت بردن نمی‌کشند البته این مسئله به یقین نیست چون که انسانها نمی‌توانند بمانند خودشان حیوانات را شکنجه دهند و اسرار پنهان آنها را بیرون بکشند نه اینکه نمی‌توانند حیوانات را شکنجه کنند، می‌نوانند شکنجه کنند و می‌کنند بلکه حیوانات نمی‌توانند بنویسند و سخن بگویند البته شاید در آینده بتوانند بواسطه دستگاهها ، اسرار حیوانات را از مغزشان بیرون کشیده و روشن سازند. حیوانات برای گسترش خاک و محدوده خود نمی‌جنگند اگر هم جدال باشد فقط برای حفظ محدوده خودشان است و نه ضمیمه خاک دیگران. و حیوانات سیاه و سفید نمی‌شناسند از هر رنگی که باشند قانون غریزه شامل حالشان می‌شود و تبعیض و نژادپرستی امری ناشناخته است و تبعیض جنسی هم ندارند. برتری ناشی از قدرت جسمی می‌باشد و نه از موذی‌گری. نه به تشویق احتیاج دارند و نه از توهین و تحقیر هراس دارند بر خلاف انسانها که مرتب خواهان تشویق و ستایش بی‌پایان می‌باشند. لابد حیوانات می‌دانند که تشویق یک حیوان از حیوان دیگر چه نفعی دارد حتی اگر این تشویق به انبوه تشویق‌ها تبدیل شود و حتی اگر تشویقی هم در حیوانات باشد این دلیل بر اسارت دیگران و فخرفروشی و خودخواهی و به گرده دیگران سوار شدن را دلیل نمی‌شود که آدمها چنین می‌کنند. حیوانات ثروت‌اندوزی ندارند و یه خاطر ثروت همدیگر را سر به نیست نمی‌کنند و برده‌داری در بین آنها مرسوم نبوده است و تئوری کار و سرمایه در بارۀ آنها صدق نمی‌کند حتماً چون آخرت ندارند قصد خریدن آخرت را با ثروت بادآورده را ندارند. حسادتی نسبت به هم ندارند اصلاً حسادت چیست شاید در دنیای آنها تهی از مفهوم باشد حسادت خاص انسانهاست در دنیای حیوانات گناه و ثواب وجود خارجی ندارد اصلاً چرا حیوانی خود را گناهکار بداند تا بعدش هم با ثواب و مجازات، گناهانش را پاک سازد و چرا اصلاً گناه مرتکب شود تا از صراط مستقیم منحرف شوند این مختصات در حیطه انسانهاست که احساس گناه و یا شق‌القمر کنند. ضمناً حیوانات مدعی ارتباط با عالم غیب و ناپیدا و هاله نورانی هم نیستند و اگر هم هستند برای انسانها هنوز معلوم نگشته است. حیوانات سعی نکردند آدمها را تحت کنترل خود درآورند اما انسانها هم همدیگر را و هم حیوانات را به کنترل خود درآوردند و حتی خواستها و قوانین خود را به حیوانات تحمیل کردند. حیوانات مرده پرست نیستند و طبعا به روضه خوان و نوحه خوان احتیاجی ندارند . اگر شما گفتید چه چیزهای دیگر آدمیزاد دارد اما حیوانات ندارند ؟ . اینکه حیوانات و انسانها هر دو محکومان اجباری سیاره‌ای به نام زمین هستند شکی در آن نیست ولی اینکه کدامیک از این دو، بیجاره‌تر از دیگری است احتیاج به اندیشیدن دارد؟

۱۳۸۷ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

پنهان کاری سیستم قضائی سرپوشی برای فساد بیشتر سردار زارعیها ؟

سردارزارعی مردی که خشونت او هنگام اجرای طرح مبارزه با اراذل اجتماعی صدای خیلی ها را درآورده بود، ‏به نوشته برخی سایت های خبری- دریک خانه فساد ودرمیان شش زن دستگیرشده است وهم اکنون مقامات قضایی ‏تلاش می کنند بی سروصدا به پرونده او رسیدگی کنند.‏ ظاهرا این پرونده را آیت الله شاهرودی به صورت مستقیم دنبال می کند تا اعمال نفوذ افراد قدرتمند پرونده را ‏ازمسیر عادی خود خارج نکند و درثانی بیت رهبری نیز درجریان پیگیری پرونده است وندا آمده که به پرونده هم ‏‎”‎‏”ی سروصدا” و هم “بعد از انتخابات رسیدگی” شود. این اولین بار نیست که یکی از مقامات عالی رتبه نظامی یا ‏کشوری مرتکب خلاف می شود. اما پرده پوشی ومخفی کاری مقامات قضایی در مسیر چنین پرونده هایی سنتی ‏دیرینه است. با این وجود اگر این پنهان کاری ده سال پیش درجهت کاهش تبعات منفی وتخریب چهره نیروی ‏انتظامی، مقامات عالی رتبه کشور ودرنهایت نظام جمهوری اسلامی اقدامی بود که ممکن بود جواب بدهد، با توجه ‏به گسترش ابزارهای ارتباط جمعی امروز عملا عکس خود می کند. چنانکه این روزها جایی نیست که جزییات ‏آنچه مقامات تلاش می کنند پنهان نمایند را در وب سایت های خبری و وب لاگ ها منتشر نکند. ‏ درواقع نظام با مخفی کاری وتلاش برای آنچه “بی سروصدا” برگزارکردن چنین پرونده هایی به خرج می دهد، ‏ازجیب آبروی خود هزینه می کند. اطلاع رسانی شفاف ودقیق درمورد پرونده سردارزارعی عملا نظام سیاسی را ‏از چنین افرادی که به سوء استفاده از مقام خود می پردازند وبا حیثیت دستگاه پلیس - به عنوان سرمایه اصلی ‏اش- بازی می کنند، جدا می سازد و مردم را ازقضاوت نادرست برحذرمی دارد. همچنین اطلاع رسانی کامل و ‏تحقیقات بی پرده هراس به دل کسانی خواهد انداخت که به خاطر همین مخفی کاری ها دائم دروسوسه استفاده از ‏قدرت های بی حصرخود هستند درحالی که اگر آنچه می کنند درمحضر مردم عیان شوند، از انجام یا ادامه آنچه ‏می کنند هراسناک خواهند شد.‏ جالب آنکه درست همزمان با اخباری که از دستگیری سردار با شش زن دروضعیتی که شرح آن درخبرها آمده ‏منتشر می شود، فرماندارقدرتمند شهر ثروتمند نیویورک با افشای رابطه اش با یک شبکه فساد در روزنامه ‏نیویورک تایمز، به جلوی دوربین های تلویزیونی آمد و از خانواده ومردم شهر عذرخواهی کرد وروز گذشته ‏نیزاستعفا کرد. الیوت اسپیتزر، مردی که به عنوان یکی ازستاره های نوظهور دموکرات ها درآمریکا ویکی از ‏چهره هایی که به عنوان کاندیدای بالقوه برای ریاست جمهوری درسالهای آینده مطرح می شد، همان زمان که ‏معلوم می شود دارای چنین رابطه ایی بوده است، توسط رسانه های جمعی و نمایندگان مردم پرسش قرار می ‏گیرد. نظام سیاسی یعنی جمهوری خواهان ودموکرات ها هیچ کدام تلاشی برای پرده پوشی وبی سروصدا ‏برگزارکردن ماجرا ندارد. این فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد که هشت سال درمقام دادستان کل، مسئول ‏بزرگترین پرونده های جرائم اقتصادی دروال استریت نیویورک بوده است و دشمنان زیادی دروال استریت برای ‏خود داشت همه شهرت خود را حول “مردپاک” وطرفدار اخلاق درست کرده بود. برای او همه شهرتش به خاطر ‏پاک بودنش می آمد. دیروز او تنها ترین مرد سیاست آمریکا بود وباید صحنه سیاست را برای مدتها ترک کند ‏ورسانه ها لحظه به لحظه هرچیزی که از پرونده او به دست می آوردند را به اطلاع مردم می رساندند. ‏ اما سردارزارعی، وسردار زارعی ها، با این سیستم پنهان کاری وبی سروصدا برگزار کردن، همواره خود را ‏امن می بینند که از گوشه ای به گوشه دیگر بخزند و در پناه آن سایه امن هر چه می خواهند انجام بدهند. ‏ سوال اینجاست که اگر نظام مردمی است چه چیزی را از مردم پنهان می کند؟ بی اعتماد به نفسی مسئولان عالی ‏رتبه از آنجا نشات می گیرد که گمان می کنند همه مقامات نظام اسلامی باید معصوم باشند واگر کسی خلافی کرد ‏به پای کلیت نظام نوشته می شود وبه همین جهت همه هم وغمشان این است که تا آنجا که می شود چنین مواردی ‏را از مردم مخفی کرد. این هراس تا آنجاست که برای روحانیون دادگاه ویژه روحانیت تشکیل می شود که ‏درتاریخ قضا بی سابقه است که برای یک صنف به خصوص دادگاه مخصوص درست کرد و سایه چنین تفکری ‏می بینیم که هر کسی ازمسئولان گرفته تا خانواده ها وبستگانشان از مصونیت های خاص برخوردارهستند. ‏ درحالی که مردم به مراتب احترام بیشتری برای نظامی قائل هستند که وقتی شهروندانش درهرسطحی از کارمند ‏ادارات گرفته و کسبه بازار تا مقامات عالی رتبه کشوری مرتکب خلافی می شوند، به صورت یکسان برخورد ‏کند. نه آنکه یکی که اتفاقا ازهمان کاری که جناب سردار کرده را در شهر بی آبرو کنند وآفتابه به سرش بکشند ‏ودور خیابان به صورتی تحقیر آمیز بگردانند ولی جناب سردار را درزندانی خاص دور ازچشم شهروندان چنان ‏مراقبت کنند که مبادا دوستان ناراحت شوند. ‏ این است که آبروی نظام را می برد. درواقع مقامات عالی رتبه قضایی با تن دادن به این سنت نامیمون خود را ‏شریک اعمال چنین افرادی می کنند که دورویی وفریبکاری شان به کلیت نظام سیاسی گره می خورد. پس وقتی ‏مردم سردار زارعی را به همه نظام گره می زنند، نباید به آنها خرده گرفت. ‏ دستگیری سردار زارعی، همچنین نشان می دهد کسانی که طرح هایی مانند امنیت اجتماعی را با آن همه عواقب ‏اجتماعی دنبال می کنند، تا چه حد وبه چه دلایلی با آنها موافقت می کنند. کسانی که برای زندگی شخصی وطرز ‏لباس پوشیدن مردم دستورالعمل صادر می کنند ودرخیابان آنها را مورد آزار واذیت قرار می دهند، چنین ایمانی به ‏کارخود دارند. این هم درسی برای برخی ازمسئولان نظام تا نگاهی جدی به سیاست های اجتماعی سال های ‏گذشته خود بیاندازند. اگر چه پیش از هرچیز به نظر می رسد مسئولان قضایی باید با شجاعت جریان امور را با ‏مردم درمیان بگذارند. ‏ پنهان کاری مقامات قضایی وتاکید دفتر رهبری بر اینکه ماجرا بی سروصدا حل شود، همچنین به شایعاتی که ‏درزمینه حضوربرخی دیگر مقامات بلند پایه دراین پرونده وجود دارد دامن می زند. به گونه ایی که درتهران گفته ‏می شود اگر برخی پایشان در پرونده هایی مانند قتل های زنجیره ایی و کوی دانشگاه گیر نکرد، درپرونده سردار ‏زارعی حتما به میان کشیده خواهد شد. رفتارشفاف مقامات عالی رتبه قضایی است که می تواند واقعیت را نشان ‏دهد. برای این کار البته همواره وقت محدودی دراختیاراست. پس ازآن مردم قضاوت خود را خواهند کرد. ‏