۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

اطلاعيه ارتش و پاره كردن عكس ايت ا.. خميني دو سناريو كودتا چيان

در چند روز گذشته و تقریبا همزمان با به میدان آوردن سناریوی "پاره شدن عکس آیت الله خمینی"، یک طرح دیگری هم کلید زده شد که کمتر به آن توجه شد. نه تنها به آن توجه کافی نشد، بلکه باعث فریب برخی سایت ها و وبلاگ ها هم شد. یعنی سناریوی اعلامیه ارتشی ها در دفاع از جنبش سبز! هر دو سناریو را ستاد کودتای 22 خرداد، بعنوان راه حل گریز از دهه اول محرم – بویژه تاسوعا و عاشورا- و گرفتار آمدن در محاصره تظاهرات توام با عزاداری "حسینی" مردم به اجرا گذاشت. ارتش در 6 ماه گذشته به دور از حوادث خیابانی بوده و از این نظر احترام و اعتباری را در میان مردم برای خود فراهم آورده است. یعنی همان چیزی که سپاه و بسیج در این شش ماه به تاراج دادند و اکنون شنیده می شود که در میان برخی از فرماندهان سپاه انتقادهای تندی به سیاست های رهبر و فرمانده سپاه و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح دراین ارتباط شکل گرفته است. با اطلاعیه مجعول و مجهولی که بنام ارتش در روز 16 آذر در یک محفل خارج از کشور قرائت شده و فیلم آن نیز بلافاصله در شبکه یوتوب قرار گرفته، چند هدف زیر دنبال شده است: 1- شماری از فرماندهان کودتاچی سپاه جانشین فرماندهان کنونی ارتش شوند. 2- ارتش را به بهانه تکذیب و خنثی سازی این اطلاعیه مجبور به صدور اطلاعیه ای علیه جنبش سبز و موسوی و کروبی کنند. 3- رهبران جنبش سبز نظیر موسوی، کروبی، خاتمی و حتی رفسنجانی را متهم به تبانی با ارتش برای کودتا کنند. سناریوی اطلاعیه ارتش نیز مانند سناریوی پاره کردن عکس آیت الله خمینی در دانشگاه که بصورت "دوقلو" به اجرا گذاشته شد، یکبار دیگر به همه دست اندرکاران امور خبری نشان داد که تنها حسن نیت و احساسات برای همراهی با جنبش مردم کافی نیست. باید شرایط حاکم بر کشور، عمق کودتا، پایگاه و خواستگاه اقتصادی کودتا و تجربه 30 ساله کودتاچی ها را شناخت و با مراجعه بی وقفه به موارد مشابه و کوچکتر گذشته، سناریوهای جدید را بازشناخت و رسوا کرد. حاکمیت کودتا، بشدت نگران دهه اول ماه محرم است. آنها بشدت از روحانیونی که حاضر به قبول و تائید کودتا و دولت کودتا نشده اند زخم خورده اند. آنها تمام تلاش خود را کرده و می کنند تا در جبهه سبز شکاف ایجاد کنند و در درجه اول روحانیت را از پشت جبهه جنبش سبز جدا کنند. صحبت از حاکمیت بر افسانه ای ترین ثروت است و برای دفاع از این حاکمیت کودتا کرده اند. آنها که کودتا کرده اند، آنها از فجیع ترین روش ها در 6 ماه گذشته پرهیز نداشته و تا حد تجاوز به پسران و دختران بازداشتی در بازداشتگاه ها پیش رفتند، چطور ممکن است از پاره کردن عکس آیت الله خمینی و یا اطلاعیه صادر کردن بنام ارتشی ها پرهیز کنند و اگر سناریوهائی از اینگونه باعث نجاتشان از بحران مشروعیت و خروج از محاصره مردم شود، از آن چشم بپوشند؟

۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

16 آذر روز دانشجو گراميباد

بررسی اجمالی پیش شرایط تاریخی ـ سیاسی 16 آذر 1332 یک ضرورت ملی است تا اینکه نظریات ارائه شده اولا متکی بر واقعیتهای عینی باشند و ثانیا بتوانند تصویر مشخصی را برای خوانندگان مجسم بسازند. درباره‌ی كودتای بيست‌ و هشت‌ مرداد يك‌ طرح‌ كلی در بین محققین ایرانی رواج‌ يافته‌ است كه‌ از سال‌های 1320 تا 1332 انگلستان‌ درايران‌ نقش‌ مسلط‌ را داشت‌ و نهضت‌ ملی شدن‌ صنعت‌ نفت‌ عليه‌ سلطه‌ استعمار بريتانيا بر نفت‌ ايران‌ ايجاد شد. بعد امريكائيها آمدند و با كمك‌ انگليس‌ها عليه‌ نهضت‌ ملی شدن‌ نفت‌ كودتا كردند و دولت‌ مصدق‌ را ساقط‌ كردند. بعد از كودتای بيست‌ و هشت‌ مرداد امريكائيها به منزله قدرت‌ برتر و سلطه‌گر تا اواخر 1357 در ايران‌ حضور همه جانبه داشتند. قبلاً نقش‌ انگليسيها در كودتای بيست‌ و هشت‌ مرداد البته‌ خيلی كم‌رنگ‌ مطرح‌ میشد، اما فعلا با توجه‌ به‌ اسنادی كه‌ منتشر شده‌ اند، مردم ديگر نميگويند كودتای امريكايی بيست‌ و هشت‌ مرداد، بلكه‌ كودتای انگليسی - امريكايی بيست‌ و هشت‌ مرداد 1332. چون‌ نقش‌ سازمان‌ جاسوسی و اطلاعاتی انگليس‌ هم‌ در كودتای بيست‌ و هشت‌ مرداد الان‌ خيلی مسجل‌ شده‌ و دو سازمان‌ جاسوسی انگليس‌ و امريكا متحداً اين‌ عمل‌ را انجام‌ داده‌اند. این نشانی از دخالت مستقیم امپریالیزم غربی در مسائل درونی و تعیین تقدیر تاریخی ـ سیاسی کشورمان میباشد. پی آمد این کودتای ننگین، به مصدر قدرت رساندن یک دیکتاتور دلقک بود که بعد از آن جناحهای راست و چپ و همچنین حزب توده را ختنه سیاسی کرده و در ایران یک جو هار ضد سوسیالیستی وضدکمونیستی به وجود آوردند تا اینکه ریشه های امید آزادی ایران را هرس بکنند زیرا که آزادی جهان بینیهای مختلف سم کشنده ای برای مونارشی ایران بود و تجربیات تاریخی بر آن را اثبات میکنند. بعد استقرار خفقان سیاسی در ایران، شاه هر نوع آزادی را اعم از آزادی بیان،آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی پژوهش و غیره را در کلیت جامعه ایران قدغن کرد و برای پیشگیری از عوارض آزادی، زندانهای سیاسی را با مدرنترین وسایل شکنجه برای متفکرین، شعرا، نویسندگان و دانشمندان روشنفکر ساخت. این دیکتاتور دلقک دستور داد بهترین آزادیخواهان و وطن پرستان ایران را اعدام بکنند. قیام دانشجویان در 16 آذر 1332 ضربه شست تاریخی بر علیه شاه دیکتاتور و همزمان روز تولد جنبش دانشجوئی در ایران بود. این گوشمالی تاریخی ـ سیاسی نمادی برای تسطیح راه آزادی در بین دانشجویان بود که به منزله روشنفکران جامعه و با موضع طبقاتی و قشری مختلف بطور کلی با معضلات سیاسی ـ اجتماعی کشورمان مواجه شده بودند و منافع خودشان را در کلیت مناسبات اجتماعی در خطر میدیدند. 16 آذر در واقع مصادف با روزی است که نیکسون به عنوان فرستاده رئیس جمهور آمریکای شمالی در صدد بود، ثمرات کودتای کشورش را در خاک ایران با چشمان خودش ببیند. در جلوی دیدگان مات و مبهوت شاه، فرماندهانش و نیکسون فریادهای شور انگیز دانشجویان دانشگاه تهران با شعارهای " مرگ بر شاه"، " مرگ بر کودتا" و "مرگ بر آمریکای شمالی" نه تنها گوش ایرانیان بلکه گوش جهانیان را کر کرند. شاه اجنبی پرست و شوکه شده، دستور حمله به دانشجویان را به نیروهای انتظامی و امنیتی صادر کرد. دانشجویان با روحیه مبارزاتی انقلابی فوق العاده بالا و جهت تحقق خواستهای مصحح مردم ایران، در مقابل حامیان رژیم دیکتاتوری به مبارزه برخواستند و در آن روز سه تن از آنها به نامهای " شریعت رضوی"، قندچی" و "بزرگ نیا" به شهادت رسیدند. این مبارزان و عاشقان آزادی برای ایران، سمبلهای ماندگار جنبش دانشجویان هستند که تداعی این روز در خاطره ملت ایران و بزرگداشت سالانه آن یک ضرورت تاریخی و وظیفه ملی است تا اینکه دیالکتیک مبارزه را مدام برای آزادسازی کشورمان به کار بگیریم و گذار از جامعه تک بعدی به جامعه دموکراتیک را تحقق بدهیم که آرزوی همه ایرانیان است. جمهوری اسلامی امروز بعد از 53 سال، هنوز از این تجربیات تاریخی درس عبرت نگرفته است و از زمان گذار از مونارشی به جمهوری اسلامی، تا به امروز با همان منطق دیکتاتوری سابق عمل میکند و با اعمال جرم سیاسی در قبال دگراندیشان، امیدهای کشورمان را برای ایجاد یک جامعه آزاد، و دموکراتیک با مشارکت همه جهان بینهای مختلف سیاسی نابود میکند. این عدم یادگیری از تجربیات گذشته، این نزدیک بینی تاریخی ـ سیاسی و این ترس از آزادی دیگران دلایلی هستند که جبراُُ دیر یا زود به انحطاط جمهوری اسلامی منجر خواهند شد. جنبش دانشجویان در 18 تیرماه 1378 نیز زمانی جمهوری اسلامی را به لرزه در آورد که در راستای اعمال دیکتاتوری پایش را از گلیم خود بیشتر دراز کرده بود. از اینکه رژیم حاکم در ایران هراس و وحشت پاتولژیکی از مشارکت احزاب و نهادی غیر مذهبی ـ اسلامی مردم ایران در تعیین سرنوشت کشور را دارد و همه نیروهای سیاسی کشور را اعم از پلورالیزم راست و چپ، سوسیالیستها و کمونیستها را از صحنه قدرت و سیاسیت طرد کرده و فعالیتهای آنها را تحت مقوله جرم سیاسی محدود ساخته و زندانهای سیاسی را برای آنان تدارک دیده است و با اعمال شکنجه بدنی ـ روانی، شلاق زنی، سنگسار، حبس طولانی و اعدامهای علنی و غیرعلنی، حیثیت انسان را جریحه دار میکند. ما در این روز تاریخی که نقطه عطفی در مبارزات دانشجویان کشورمان می باشد، با همه نیرو و با احساس همبستگی کامل، آنها را تا رسیدن به یک جامعه مردم سالاری واقعی یاری میکنیم و در صورت هرگونه ضرورت تاریخی ـ سیاسی و اجتماعی مدام همه جانبه همراهی خواهیم کرد.

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

عيد قربا ن بر همه مسلمين جهان مبارك باد

عيد قربان عيد رهايي از تعلقات دنيوي و هر آنچه غيرخدايي است محسوب مي شود. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجود را قرباني مي کند تا سبکبال شود و با ره توشه اي عظيم به سفر آخرت عزيمت کند. عيد قربان مصادف با روز دهم ذيحجه از اعياد بزرگ مسلمانان به شمار مي رود و از جمله تعطيلات رسمي مسلمانان است که از يک تا چهار روز جشن گرفته مي شود. حاجيان در اين روز پس از به پايان رساندن مناسک حج، حيواني را ذبح مي کنند و پس از قرباني آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود، مانند نگاه کردن در آينه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو، حلال مي شود. مراسم قرباني تنها براي کساني که زائران خانه خدا در موسم حج بوده اند، واجب و ضروري است. بنابراين روزي را که پس از انجام وظايف سنگين حج، به عنوان جايزه الهي و اتمام احرام پيش مي آيد عيد تلقي مي کنند. عيد قربان ريشه در دوران ما قبل تاريخ بشر دارد، انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز بود، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني کردن حيوانات و انسانها مي زد. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده و اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.همچنين در اين روز مستحب است که نماز دو رکعتي عيد قربان در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر اقامه شود. صحراي عرفه، جايي که "سعي" مسافران "صفا" را در صعود به خويشتن به خاطر سپرده است و جغرافياي آن محدود به يک نقطه از خاک نيست همه جا حريم يار است و هرکه با يار باشد بر بال عرفه به ارتفاع معرفت صعود مي کند. تمامي کساني که در حج شرکت کرده اند، مي بايست از ظهر روز عرفه تا غروب آفتاب، در صحراي عرفات بمانند. در برخي از روايات حج عبارت از "عرفه " دانسته شده و اين نهايت اهميت اين وقوف را در اين صحرا مي رساند. به گزارش مهر، فضاي عرفات که خارج از حدود حرم است، هيجده کيلومتر مربع مي باشد و از اين جهت قابل قياس با منا نيست که فضاي آن تا يک چهارم فضاي عرفات است. بنابراين، اسکان حجاج در عرفات و حتي استقرار ماشين هاي آنها نيز ممکن است. اين صحرا به صورت محدوده اي داخل يک رشته کوه است که به صورت نعل اسب، عرفات را محاصره کرده و سمت مکه آن کوهي وجود ندارد. تعداد زيادي از زائران، بر کوه رحمت "جبل الرحمه" بالا مي روند و به خصوص طرف عصر، اين کوه چندان از حجاج سفيد پوش پر مي شود که از فاصله دور مانند يک کوه برفي خودنمايي مي کند. با اين حال، در متون مذهبي، اشاره به صعود روي کوه رحمت نشده و ثوابي هم براي آن ننوشته اند.همرنگي شگفتي که ميان زائران وجود دارد و مرزها و نژادها و تفاوت ها را در مي نوردد، يکي از زيباترين و با شکوه ترين جلوه هاي حضور در عرفات است. مناجات بسياري از زائران، به ويژه آنانکه تک تک در اين گوشه و آن گوشه با خداي خويش راز و نياز مي کنند، از ديگر مظاهر اين ساعات نوراني و سفيد و رحمت در عرفات است.روز نهم ذيحجه روز عرفه است، روزي که زائران سپيده دم صبح راهي عرفات شدند تا در جوي مملو از ايمان، خشوع و خضوع استغفار کرده و ارکان اصلي حج را به جا آورند. زائران در روز نهم ذيحجه، روز عرفه، آداب و رسوم و مناسک ديني خود را به جا مي آوردند. صحراي عرفات در 21 کيلومتري شمال مکه واقع شده و تپه کوچکي است که حدود 250 متر از سطح دريا بالاتر و کوهها آن را احاطه کرده اند. در اين روز حجاج بيت الله الحرام استغفار مي کنند و پاک و عاري از هر گناه مي شوند، همچون کودکي که تازه زاده شده است. در اين روز صداي دعا و انابه بنده به درگاه احديت قطع نمي شود و استغاثه بنده از پروردگارش تا عرش مي رود. زائران پس از اداي نماز ظهر و عصر در عرفات مانند سنت پيامبر اکرم (ص) رو به قبله ايستاده، تا زمان غروب خورشيد اين حالت را حفظ، به دعا خواني خود ادامه مي دهند و به تفکر و تامل در اعمال خود پرداخته و توبه و انابه سر مي دهند.آنها پس از وقوف در عرفات از طلوع خورشيد تا غروب، به سوي مزدلفه براي شب زنده داري رفته و در آنجا بيتوته مي کنند و به عبادت و راز و نياز مي پردازند. آنها نماز مغرب و عشا را در مزدلفه به جا مي آورند و تا صبح عيد قربان شب زنده داري کرده و به دعا و مناجات مي پردازند. زائران خانه خدا 10 ذيحجه بار ديگر به مني باز مي گردند تا قرباني کنند، رمي جمرات و مراسم عيد قربان را برگزار کنند تا حج آنها کامل شده و نام حاجي را بر خود نهند. رمي جمرات را طي سه روز متوالي ( ايام تشريق) انجام مي دهند. در نيمه هاي شب ضعيفان، زنان، پيران و بيماران آنگونه که پيامبر اکرم(ص) به اين گروه اجازه داده بود، رمي جمرات را به جا مي آورند و بقيه تا صبح فردا صبر کرده و دعا مي خوانند و به عبادت مي پردازند. سپس مناسک حج به پايان مي رسد و به منظور طواف افاضه و خارج شدن از احرام به مکه مي روند.