۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

عقاب و انسان

عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!
می‌دانید اتفاق چیست؟
گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید! عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند. به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی موردنظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، ماوا می‌گزیند. خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند.
وقتی طوفان از راه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن و در کنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و از آن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند. او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظر آن نیز می‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند. انرژی اوج، به رایگان به کسی داده نمی‌شود. به‌طور اساسی در قانون بقای طبیعت، تقلای بقای نیروهای منفی، ایجاب می‌کند که تعداد نیروهای مخالف در زندگی، همیشه بیش‌تر از جریان موافق شما باشد. پس اگر قرار است نیروی کمکی برای صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً باید این نیرو از سوی مخالفان شما تأمین شود‌ بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ‌می‌دهد، به‌جای عقب‌نشینی، بی‌درنگ عقاب‌گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخوشایند را به فال نیک گرفته و سعی‌کنید ‌در لابه‌لای این حادثه‌ی به‌ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پیدا کنید.
این شما هستید که باید منتظر فرصت باشید و با تأمل و آمادگی و صبر و تدبیر به‌موقع، از این نیرو برای بالا‌رفتن و اوج‌گرفتن استفا‌ده کنید. پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و کار و تحصیل و... خود گله‌مند نباشید. این‌ها مخازن انرژی پرواز شما هستند و اگر نباشند، شاید هرگز صعودی در زندگی‌تان حاصل نگردد.
به‌جای دست روی دست گذاشتن و از وجود مشکل‌ها و مخالفت‌ها گله‌‌کردن، کمی چشم دل خود را باز کنید و به حکمت پنهان در مصیبت‌ها و سختی‌های زندگی بیندیشید. خالق هستی با هیچ موجودی حتی بدترین مخلوقات عالم هم دشمنی ندارد و اگر اتفاقی رخ ‌می‌دهد که به‌ظاهر، آزاردهنده و ناخوشایند است، شک نکنید که او در هر‌چه رقم می‌زند، خیر و برکت و سعادت پنهان است.
این ما هستیم که باید شجاعت رویارویی با جریان‌های مخالف را داشته باشیم و در وقت مناسب، بال‌های خود را بگشاییم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه کنیم.

۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

انقلاب سبز بعد از موضعگیری رفسنجانی در نماز جمعه تهران

علت و سابقهً انقلاب در ايران معاصر برمي گردد به همدستي استعمار و استبداد و ارتجاع داخلي درتوطئه و سرکوب و کودتا عليه اصلاحات قانوني و مسالمت آميزدر درون حاکميت. در دوران قاجار، وقتي امير کبير موج مدرنيزه کردن ايران را سرعت بخشيد، استعمار بويژه روس، با تحريک دربار و مرتجعين، توطئهً خلع يد و سپس قتل اورا تدارک ديدند. بعد از امير کبير، مبارزات مردم ايران عليه حاکمان مستبد و گوش بفرمان استعمار، لاجرم شکل ديگري بخود گرفت و به خيزشهاي سراسري درجنبش تنباکو و انقلاب مشروطه راه برد. بعد از انقلاب مشروطه، بار ديگر استعمار روس و انگليس که تا آنزمان ظاهراً رقيب هم بودند، علنا دست بدست هم دادند و در حمايت از محمد علي شاه و مرتجعيني مثل شيخ فضل الله نوري، نخست در کودتاي محمد علي شاهي، دولت و مجلس برآمده از فرمان مشروطه را ساقط کردند، آنگاه بلافاصله بعد از آن، ايران را در توافقي به مناطق تحت نفوذ خود تقسيم نمودند. تا اينکه دوسال بعد از آن کودتا، مشروطه خواهان و مجاهدان صدر مشروطه، دوباره تهران را بازپس گرفتند، شيخ فضل الله را اعدام و محمد علي شاه را فراري دادند و دولت و مجلس شوراي ملي دوباره تأسيس شد. بعد از انقلاب اکتبر شوروي و جنگ جهاني اول، دوباره استعمار انگليس قدرت بلا منازع در حمايت از حاکميت، و ايدئولوژي وارداتي از مسکو در اپوزيسيون، سياست و سياسيون ايران را تحت تأثير و اي بسا کنترل خود درآوردند. همدستي استعمار، ارتجاع و استبداد بار ديگر در شکست دادن جنبش ناسيوناليستي و رفرميستي دکتر مصدق، باعث فراروييدن استبداد مطلقهً سياسي محمد رضا شاه شد، که چون گرايشات ميانه رو و اصلاح طلب در آن جايي نيافتند، نهايتاً کار بدست انقلابيون افتاد و به انقلاب ضد سلطنتي سال پنجاه و هفت انجاميد. رژيم برآمده از اين انقلاب، تحت رهبري خميني (و سپس خامنه اي)، مستمراً به سمت تمرکز و در نتيجه تحجرهرچه بيشتر سوق پيدا کرده، و عملاً نه تنها به انقلابيون مخالف خود، بلکه اصلاح طلبان و رفرميستهاي دروني اش را نيز، يکي پس از ديگري، از خود رانده است.
متعاقب کنارگذاشتن انقلابيون زمان شاه از قدرت، دولت هاي معتدل و ميانه رو و اصلاح طلب بازرگان و بني صدرنيز در بحبوحهً دعوا بر سر ميراث انقلاب و انقلابيون، تحمل نشدند. بعد هم در کشاکش و دعواي بين خامنه اي، رئيس جمهور وقت، در حمايتش ازوزراي باند موتلفه عليه دولت خط امامي موسوي، خميني جانب موسوي را گرفت. از همان زمان، خامنه اي سنگر نفوذ مصباح و جنتي و باند موتلفه براي تسخير پله هاي قدرت شد.
بهمين دليل بي دليل نخواهد بود اگر نتيجه بگيريم که رفسنجاني با همهً زيرکيش، در پيشنهاد او به عنوان ولي فقيه، بعد از فوت خميني، بزرگترين خطاي زندگي سياسي سراسرعمرش را مرتکب شد. چرا که همين خامنه اي و باند مصباح و موتلفه نه تنها بلافاصله به رقيب او تبديل شدند و در کار دولت او کارشکني کردند، بلکه با استفاده از جايگاه، قدرت و امکانات فراقانوني رهبري و باندهاي متحجر، فاسد و تبهکار حامي او، برنامه قتل هاي زندانيان سياسي، ترورهاي خارج از کشور، قتل هاي زنجيره اي، و نيز به بن بست کشاندن دوران اصلاحات خاتمي را نيز سازمان دادند و به انجام رساندند.
کودتاي انتخاباتي بيست و دوم خرداد در واقع حلقهً ديگري، و نه پاياني، اين سيرقهقرايي تمرکز و تحجرگرايي نظام ولايي بوده است که ديگرحتا کانديداهاي اصولگراي اصلاح طلب درون نظام را نيز تاب نمي آورد. کما اينکه اينک با موضعگيري رفسنجاني در نماز جمعه، برآنست تا با تمام توان و اگر موفق شد، بقول "بالاتريني ها" با "منتظري کردن رفسنجاني" حلقات پاياني تماميت خواهي و قدرت مطلقه اش را کامل سازد. راستي چرا از آنجا به اينجا رسيديم؟
اولين توضيحم اينست که ما شهروندان ايراني، راه درست ادارهً کشور ايران بدست ايراني، يعني راه گذار به دموکراسي را نه مي دانستيم و يا اگر هم فهميديم نخواستيم بدان تن بدهيم. بنابراين، هربار که دست استعمار را در دوانقلاب معاصر کوتاه کرديم، به دعواي بود و نبود انقلابي بر سر ميراث انقلاب ، بين خودمان، پرداختيم. بنابراين به ميزاني که دولت برآمده از انقلاب به سمت تمرکز و تحجر بيشتر رفت، مدعيان اپوزيسيون انقلابي اوليهً رژيم از کانون اصلي تحولات سياسي درون مملکت و رژيم حاکم برآن، دورتر و دورتر گشته و به حاشيه رانده شدند. در ادامهً چنين پروسه اي بود که خط امامي هاي مسلط در دههً شصت به اپوزيسيون اصلي دههً هشتاد مبدل شده اند، و بعبارتي، اپوزيسيون دههً شصت بعد از آنهمه فداکاري و جانبازي و مبارزه، احساس مي کند که سرش بي کلاه مانده و نه تنها به حاشيه رانده شده بلکه خود در معرض اتهام قرارگرفته است. اپوزيسيون سال شصت، اشتباهاً پاسخ به کم بودها و نارسايي هاي ناشي از فقدان تجربهً دموکراسي در ايران، که در رژيم برآمده از انقلاب، تجلي پيدا کرده بود را در تدارک انقلابي ديگر مي جست. در واقع مبارزهً آنها، نه يک مبارزهً سياسي معقول گام بگام براي گذار به دموکراسي، بلکه مبارزه اي تماماً آرماني و ايدئولوژيک "بود و نبود" شده بود. ديدگاهها و رويکردهاي آرماني و صد در صدي، وقتي به اتخاذ مرزبندي ها و مواضع سياسي صد در صدي تبديل شدند، عملاً صحنهً سياسي را به سمت دوقطبي شدن مجازي راندند. حال آنکه، در صحنهً سياسي حاکم برايران، قطب بندي هاي سياسي درون مملکت و رژيم حاکم، پيوسته متحول شدند، کما اينکه بسياري از آن جناح کبوتر در حزب جمهوري اسلامي (که به دو جناح کبوتر و باز تقسيم مي شدند) که در دههً شصت درناکام گذاشتن و خلع يد از دولت هاي بازرگان و بني صدر، و نيز سرکوب مجاهدين و فدائيان سر و دست مي شکستند، امروزه خود به صف قربانيان جناح مسلط و تماميت خواه رژيم پيوسته و عملا و نظراً به اپوزيسيون رژيم مبدل شده اند. ولي! در عين حفظ اعتقادات آرماني خود، مجبوريم آنجا که به موضعگيري و عمل مشخص سياسي مربوط مي شود به سازو کارهاي دموکراسي، يعني به نقش آفريني در عرصهً ممکنات، يعني تحمل و مدارا و قبول حقوق برابر مخالف، تن دهيم. بعبارتي، اگر در عرصهً ايده آرمانگرا و ايده آليست و صد در صدي هستيم اشکالي ندارد، ولي در انتخاب استراتژي سياسي (اگر به دموکراسي و حقوق بشر باور داريم و خود را ملزم بدان مي دانيم) بايد پراگماتيست، و در اتخاذ تاکتيک ها عملگرا و رآليست باشيم. اگر به ولايت مطلقهً فقيه، يا به رهبري ايدئولوژيک، يا به مشروطهً ولايت فقيه و يا سلطنتي در درون دسته و سازمان و حزب و جبههً خودمان معتقديم، اشکال حد اقل فوري فوتي ندارد، ولي در عرصهً عمومي بايد به سازوکار دموکراسي، چه در درون خود و چه در جامعه حتماً احترام بگذاريم و تن بدهيم. آنگاه است که با حفظ نظرگاههاي انتقاديمان مي توانيم نسبت به تحولات تعيين کنندهً جاري ايفاي نقش کنيم، به موج سبز بپيونديم و در ارتقاء آگاهي نسلي که درگير آنند کمک کنيم تا زحمات نسلي ديگر هدر نرود، از هر ابتکار عمل و حرکت فردي و گروهي که در راستاي بهبود اوضاع و شرايط ملک و ملت است (مثل کمپين طومار امضا عليه احمدي نژاد و يا اعتصاب غذاي آقاي گنجي و روشنفکران ايراني در نيويورک و غيره) دفاع کنيم و به سهم خود، با ديالوگ سازنده و اي بسا نقادانه، در جهت ارتقاء و موفقيت آن بکوشيم. چطور جنبش سبزبه انقلاب سبز فراروييد؟ با موضعگيري رفسنجاني در نمازجمعه اي که گذشت، او عملاً سرنوشت خودش را از متحجرين کودتاچي، که نافي نقش مردم اند، جدا ساخت و به موج سبز پيوست. اين موضعگيري، که بي شک، نتيجهً ثبات قدم کانديداهاي مخالف کودتا و فداکاري هاي مردم، بوده است، جنبش سبز را يک گام کيفي به جلو راند. از آنجا که کودتاچيان اصلاً سرسازگاري ندارند، در عين لوليدن در فساد و چپاول، خود را نمايندهً خاص (باسم خدا)، و متقابلاً جمهور مردم را هيچ کاره مي دانند. اين موضعگيري آنان تقديري جز تغييري انقلابي را در چشم انداز نمي گذارد. رفسنجاني و خاتمي، که در بطن قضايا هستند، خوب فهميده اند که وقتي کودتاچيان کوتاه آمدني نيستند و تن به ابطال انتخابات نمي دهند، بايد داوري را به دست مردم سپرد، و براي همين، به همه پرسي و رفراندوم فراخواند. روشن است که طرف مقابل، به همين سادگي ها و آنهم داوطلبانه، تن به رفراندوم هم نمي دهد، ولي استمرار مقاومت و مبارزهً مردم و ايستادگي رهبران مي تواند اين خواستهً بحق و دموکراتيک را محقق سازد. روشن است که چنين رفراندومي نمي تواند و نبايد در خدمت کسب مشروعيت براي کودتاچيان بکارآيد. آنها که پيشاپيش گفته اند و نشان داده اند که به راًي جمهور مردم معتقد نيستند، پس کسب همه پرسي براي مقبوليت دولت کودتا واقعاً بي جهت و بي معناست. اينست که، لاجرم رفراندوم و همه پرسي را به سمت گزينهً قبول و يا ردّ "حکومت ولايي مطلوب کودتاچيان" يا "جمهوري" که در آن امر قدسي از عرفي و دين از دولت جدا باشد، بايد سوق داد. رفراندومي که تحت نظارت مراجع بي طرف داخلي و بين المللي، بويژه سازمان ملل باشد. به تمام افراد و نيروهاي مدعي جنبش سبز در اپوزيسيون سنتي بايد يادآورشد، مگر شما خواهان رفراندوم و همه پرسي نبوديد، بفرماييد "رفراندوم، رفراندوم، اينست شعار مردم". جنبش سبز مبارزه را به همانجا کشاند که شما از اول مي خواستيد... پس قدم در راه نهيد و ببينيد که چطور "اندک اندک جمع مستان مي رسند

۱۳۸۸ تیر ۲۰, شنبه

راهکارهای مهمی برای جلوگیری از شنود اطلاعاتی در فضای وب

با توجه به اینکه اینترنت مهمترین ابزار ارتباطی مان در حال حاضر می باشد و تنها این ابزار است که به سبب ماهیت پیچیده و چند شکلیش سیستم های جاسوسی و امنیتی نمی توانند به سادگی و بطور یک “روش برای همه” به شنود آن دست بزنند برخی راهکارها را فراهم نموده ام که به توسط آن می توان امکان شنود را به حداقل رساند.
لطفا این راهکار ها و پیشنهاد ها را جدی بگیرید. 1- عدم استفاده از فیل.ت.ر..شکن هایی که مشکوک به نظر می رسند از آنجایی که اغلب فیل.ت.ر.. شکن.. های وبی بر مبنای تکنولوژی های کدبازی مانند PHPR..O..X..Y که به سادگی از اینترنت قابل دانلودند شکل گرفته اند. هر کس می تواند به سادگی و با داشتن مقداری فضا در اینترنت که (به عنوان مثال) PHP را پشتیبانی کند یک فیل.ت.ر.. شکن.. راه بیندازد.
از این رو هر ابزاری که به شما اجازه رد کردن فیل.تر را بدهد لزوما امن نیست چرا که رد تمامی فعالیت هایی که یک کاربر با استفاده از یک فیل.ت..رشکن.. انجام داده در Log آن فیل.تر شکن باقی خواهد ماند و این لاگ یا به صورت رمز نشده است و اگر هم رمز شده باشد روش Deciphering آن و کلید مورد استفاده اش معمولا بطور باز در همان نصب محلی وجود دارد. بنابراین لازم است از هویت کسی که فیل.ت..رشکن..را از او می گیریم بطور نسبی آگاه باشیم.
یک روش مناسب برای اینکه از فیل.ت..رشکن..مان اطمینان حاصل کنیم آن است که فیل.تر.. شکن ..اختصاصی را خودمان راه اندازی کنیم. اگر خودمان روی یک هاست امن فیل.ت..ر..شکن.. را نصب کنیم آن فیل.ت.رشکن بسیار امن خواهد بود. برای جلوگیری از فیل.تر.. شدن هاست نیز می توانیم آن را در یک شاخه پسورد دار قرار دهیم یا آنکه یک فرم خیلی ساده برای پرسیدن رمز عبور پیش از نمایش فیل.ت..ر شکن درست کنیم. 2- عدم استفاده از هر V.P.N ای با وجود آنکه وی پی ان ها روش بسیار بهتر و کامل تری نسبت به فیل.ترشکن های وبی می باشند و عموما در مواردی همچون نمایش ویدئو و اجرای جاوا اسکریپت های صفحات وب اختلال ایجاد نمی کنند، بازهم دلیل نمی شود که هر وی پی ان ای را مورد استفاده قرار دهیم.
به عنوان مثال اگر می بینیم که سایت هایی در اینترنتی آزادانه و برای مدت طولانی در حال فروش اکانت های و.ی .پی ان هستند بدنیست کمی نسبت به این موضوع بدبین باشیم چون وی پی ان چیزی نیست که بتوان به سادگی و آزادنه آن را به فروش رساند.
اصولا وی پی ان های گمنام یا تهیه شده از افراد معتمد بهتر از وی پی ان هایی است که برای مدت طولانی با درج نام شرکت و شماره حساب و شماره تلفن های ثابت به فروش می رسند. 3- HTTPS بجای HTTP اگر در هر وب سایتی دیدید از HTTPS استفاده شده است یا دیدید که امکان استفاده SECURE دارد حتما از آن استفاده کنید.
می توانید خودتان دستی تست کنید که آیا با اضافه کردن S باز هم سایت آیا قابل استفاده است یا خیر. این موضوع در ارسال ایمیل، استفاده از سرویس های پیام رسانی وبی مثل تویتر و امثالهم که شما فقط بیننده نیستید و خودتان هم تعامل با سایت دارید نمود بیشتری دارد. 4- فیل.ت.رشک.ن های توزیع شده برخی فیل…ت.رشک.ن ها بر پایه V.P.N توزیع شده و جز به جز (Peer-To-Peer) وجود دارند که امنیت بسیار بالایی را فراهم می کنند.
این فیل.ت.رش.کن ها جزء بهترین راهکارهای گردش در اینترنت محسوب می شوند و از آن میان می توان به OpenV.P.N و TOR اشاره نمود. 5- فیل.ت.رش.کن های شرکتی همانند F.re.e.Gate و Ul.tra.Su.rf که اطمینان بالایی دارند و اینگونه ابزارها می توانند بصورت مطمئن بکار رفته باشند.
اگر از این گونه ابزارها مطمئن نباشید می توانید با بررسی آن در سایت هایی مانند ویکی پدیا و دانلود دات کام میزان اعتبار و شهرت جهانی آن را بسنجید.
از آنجایی که سورس کد بسیاری از فیل.ترشکن های نرم افزاری در وب وجود دارند و بر مبنای تکنولوژی HTTP Tunneling کار می کنند بهتر است آنهایی را که نمی توانید به سازنده شان اعتماد کنید را مورد استفاده قرار ندهید. 6- عدم استفاده از مسنجرهایی که ارتباطات را بدون رمز ارسال می کنند. اثبات شده که مسنجرهای مایکروسافت (مانند MSN و Live) به گونه ای تبادل اطلاعات می کنند که با Deep Packet Inspection قابل شنود هستند.
استفاده از این ابزارها را کلا کنار بگذارید و به مسنجر های امن اعتماد کنید. ضمنا با استفاده از ابزارهایی مثل سیمپلایت برای یاهو مسنجر می توانید یاهو مسنجر خود را در مقابل جاسوسی امن تر کنید. 7- ایمیل های رمز شده با وجود اینکه اکنون ایمیل هایی مانند ای او ال و جیمیل امنیت خوبی را در ارسال و دریافت (بخصوص با HTTPS) نشان می دهند
می توانید از ایمیل های رایگانی همچون هوش میل (Hushmail) که ایمیل رایگان با رمزنگاری با کلیدهای تولید شده توسط کاربر را ارائه می دهند استفاده کنید. این سرویس ها بسیار ایمن هستند. 8- عدم استفاده از نام خود و استفاده از صرفا یک نام مستعار نه تنها از نام خود استفاده نکنید بلکه از تنها یک نام مستعار هم استفاده نکنید.
حتی از نام های مستعار خیلی منحصر به فرد هم استفاده نکنید.
سعی کنید از شماره های ردگم کن برای انتهای نام مستعار خود استفاده کنید. 9- Computer Name خود را به هیچ وجه هم اسم خود یا نامی مرتبط با خود انتخاب نکنید. از آنجایی که در HTTP Headers هر وب سایتی به صراحت نام کامپیوتر شما می افتد (دقیق تر توضیح نمی دهم که حوصله سربر نشود) به هیچ وجه نام کامپیوتر خود را همنام خود یا حتی نام های مستعارتان برنگزینید.
نام های عمومی مثل HOME می توانند بسیار خوب باشند. 10- توصیه مهم آخر: نرم افزارهایی را که قرار است با آنها فایل هایی را ایجاد و ویرایش کنید به هیچ وجه با نام خودتان رجیستر نکنید. فایل هایی را که با برخی نرم افزارها مانند ورد (فایل های متنی) و فوتوشاپ (تصاویر) و امثالهم درست می کنید ممکن است برای قراردادن بر روی وب استفاده شوند.
این فایل ها با خود اطلاعات سازنده یا نویسنده فایل (Author) را نگهداری می کنند و بعد از چندین بار دست به دست شدن هم باز نام نویسنده اصلی فایل بر روی آنها باقی می ماند.
بنابراین به هیچ وجه با نام خودتان موقع نصب برنامه ها نام اصلی خودتان را برای رجیستر کردن استفاده نکنید. در انتهای این مطلب خواهش می کنم این مقاله را با دوستان خود نیز به اشتراک بگذارید و از آنها بخواهید این توصیه ها را جدی بگیرند. منبع:thegodthatfailed.wordpress.com