۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

رامین مولائی به دیدار حق شتافت روحش شاد.

آژانس خبری کوروش:آخرین مطلبی که رامین مولائی پیش از مرگش در سایت قرار داد:"هنوز چراغ ها را درست و حسابی روشن نکردیم، اما ترمز دستی را خواباندیم… در همین راستا و با توجه به نامزدی احتمالی موسوی و خاتمی و احمدی نژاد، با فرض اینکه … موسوی و هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد [..و...آشیخ نون واویلای مخمس-خ-ر-ک-ن-م/ یاد آوری انتخاباتی دارالترجمه یاجوج و ماجوج...] [ بخواهند کارهایی انجام بدهند، آن کارها را اعلام می کنیم"! ملیحجوک خارج از "کشور" عالیجناب ر-مخمس-خ-ر-ک-ن–م و شرکا دوشنبه 7 بهمن 1387 - 26 ژانويه 2009 طلایی ترین بحث درست حسابی قانون (!) اساسی جمهوری (!) عمامه به سرشده، با توجه به خواباندن ترمز دستی های نوبر شیرین بهار آزادی انتخوابات 7 بهمن 1387 http://vaxed.info/index.php?q=aHR0cDovL3JhbWluLW1vbGFpLmJsb2dzcG90LmNvbS8%3D "هنوز چراغ ها را درست و حسابی روشن نکردیم، اما ترمز دستی را خواباندیم… در همین راستا و با توجه به نامزدی احتمالی موسوی و خاتمی و احمدی نژاد، با فرض اینکه …موسوی و هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد [...و... آشیخ نون واویلای مخمس-خ-ر-ک-ن-م/ یاد آوری انتخاباتی دارالترجمه یاجوج و ماجوج...] بخواهند کارهایی انجام بدهند، آن کارها را اعلام می کنیم: ... صلوات، تکبیر... نوحه"! آسید حاجی ا.ن. ملیحجوک خارج از "کشور" عالیجناب ر-مخمس-خ-ر-ک-ن–م و شرکا " . و ز" ان لاین http://vaxed.info/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5yb296b25saW5lLmNvbS9hcmNoaXZlcy8yMDA5LzAxL3Bvc3RfMTEyNTgucGhw دوشنبه 7 بهمن 1387 - 26 ژانويه 2009 ...................................................... یاد آوری های انتخاباتی ملا حسنی نو .... ........................................................... ابطحی گفته که آقای میر حسین موسوی... مثل هندوانه نبریده است و معلوم نیست تویش چجوری است. قرمز است یا سفید؟ شیرین است یا بی‌مزه. هسته‌دار است یا بی‌هسته. خب. اگر قرار شود میوه ها را هم داخل سیاست کنیم می‌توانیم بگوییم: ... خاتمی مثل هندوانه‌ای است که از بیرون سبز و رسیده است و صدای تاپ تاپ‌اش حاکی از رسیده بودن هندوانه را میدهد ولی امان از وقتی که آنرا قاچ کنی! سفید است و کال. نه هسته دارد و نه طمع نه خاصیت.... کروبی٬ اصلا شباهتی به هندوانه ندارد بلکه بیشتر شبیه طالبی است البته نه خود طالبی بلکه همان هسته داخلش که خیلی هم لزج است و معمولا آنرا میریزند توی سطل آشغال... رفسنجانی نه مثل هندوانه است و نه مثل طالبی بلکه مثل خیار چنبر است که فقط بدرد این میخورد که آن را توی آب و نمک بخوابانی تا خیار شور شود و صادر شود به کشورهای عربی. احمدی نژاد مثل انجیر می‌ماند البته اگر قول بدهد لباس یا کفشی از جنس «جیر» بپوشد... خود آقای ابطحی هم مثل گوجه فرنگی له شده است که رب‌اش گران‌تر از خودش است و جان می‌دهد برای درست کردن املت. بقیه هم یا کدو تنبل هستند و یا چغندر و یا هویج! ملاحسنی نو http://vaxed.info/index.php?q=aHR0cDovL21vbGxhaC5ibG9nc3BvdC5jb20vMjAwOS8wMS9ibG9nLXBvc3RfMjUuaHRtbA%3D%3D دوشنبه 7 بهمن 1387 - 26 ژانويه 2009

۱۳۸۷ بهمن ۸, سه‌شنبه

نامه به رئیس جمهور ( دردنامه - رنجنامه - فریاد نامه) فقر !!

فقر؟! سرت رو کردی توی مانیتور میخوای فقر رو احساس کنی؟! من از فقر چی بنویسم که جز احساس ترحم تو رو بتونه بیانگیزه؟! فقر رو از اونجایی که شما داری الان این نوشته رو می خونی نمیشه حس کرد! در هزاران وبلاگی که امروز درباره “فقر” نوشته اند، اثری از “فقر” نیست. فقر اونجاست که پدری پول نداره برای بچه هاش نون بخره و به همین خاطر رو نداره شب برگرده خونه و توی پارک می خوابه. فقر اونجاست که دخترک از شرم مانتوی پاره اش لج میگیره و میگه که دیگه نمیرم مدرسه. فقر اونجاست که پدری بخاطر اینکه نمی تونه جهیزیه دخترش رو جور کنه، دست به خودکشی می زنه. فقر اونجاست که پدری جهت ادامه تحصیل فرزندانش کلیه خود را به فروش میگذارد . فقر اونجاست که مادری برای تامین معاش خانواده تن به خود فروشی میدهد . فقر اونجاست که دولتمردان نا کارآمد بر سر نوشت مردم رجز خوانی میکنند . فقر احساسه. احساس گفتنی نیست، شنیدنی نیست، دیدنی هم نیست. باید فقیر بود تا فهمید فقر یعنی چه. اینها اندک از خروار را نوشتم تا بدانید درجامعه ایران چه میگذرد . ایمیلی از یک هموطن برایم ارسال شده بود که از بی توجهی مسئولین به رنجنامه او حکایت داشت . دردی جانسوز که مرا به نوشتن واداشت . قسمتی از این دردنامه را مینویسم . تا بدانید حاکمان چگونه فریادرس مردم هستند ؟!!. آدرس و ایمیل این هموطن محفوظ است .: آقای رئیس جمهور : با سلام عرض ادب خواستم دردلی کرده باشم اگر در حافظه حضرتعالی مانده باشد .
در سخنرانیها بارها متذکر شدید که اگر هر شهروند مشکلی یا ظلمی بر او وارد شود چنانچه با من تماس بگیرد با تمام توان از حقوق شهروندی او دفاع خواهم کرد .
اما آنچه که بر ما رفت و دهها بار با دفتر حضرتعالی و یا از طریق وبلاگ شخصی شما مشکلاتم را بیان کردم .
ولی دریغ از یک پاسخ !!! .
مهم هم نیست چون آنقدر ما حرفهای شیرین شنیده ایم که دیگر یادمان رفته است عدالتی در کار است
اما میخواستم بگویم دستورهای حضرتعالی و دفتر جنابعالی فقط بدرد خاک خوردن در دستگاههای مربوطه میخورد و هیچگونه کاربرد عملی ندارد .
و فقط ما را به بازی گرفتند از وزارت اقتصاد گرفته تا بانک مرکزی و بانکهای که نامه های من را به انها ارجاع دادند ببخشید که صادقانه نوشتم دو سال مکاتبه و نتیجه هیچ .
صادقانه بگویم شما مرحمی بر درد ما نبودید ببخشید با زبانی نوشتم که با مردم صحبت میکنید .
خد ا نگهدارتان . شماره های نامه های ارسالی به شرح ذیل میباشد .
1

۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

فقر و ثروت ؟

فقر مفهوم مخالف ثروت است، يعني فقير كسي است كه ثروتي از آن خود ندارد.
اين نكته ساده و بديهي در بسياري از موارد در مباحث مربوط به فقر مورد غفلت قرار مي‌گيرد به طوري كه برخي راهكارهاي مقابله با فقر طوري ارائه مي‌شود كه توليد ثروت در آن جايي ندارد، انگار بدون دست يافتن به ثروت مي‌توان فقر را از ميان برداشت.
اين غفلت از درهم آميختن دو مفهوم متفاوت يعني نابرابري و فقر ناشي مي‌شود و اينكه تنها علت فقر تمركز ثروت نزد اقليتي محدود است. تلقي مي‌شود.درست است كه هر فقري نشانه نابرابري نسبي است اما هر نابرابري نشانه فقر نيست.
وضعيت كسي كه درآمد سالانه‌اي به ميزان 10ميليون دلار دارد نسبت به كس ديگري كه 100هزار دلار درآمد سالانه كسب مي‌كند، موقعيت بسيار نابرابر صد به يك را نشان مي‌دهد اما اينجا بحث فقر موضوعيت ندارد.
تمركز روي موضوع نابرابري در توزيع درآمد و ثروت به جاي پرداختن به علت‌هاي واقعي فقر مسير بحث و چاره‌جويي‌هاي معضل فقر را در بسياري موارد دچار انحراف كرده است.
همچنان كه انديشمندان دوران جديد و اقتصاددانان تاكيد كرده‌اند ثروت عمدتا ناشي از نيروي كار انساني است.
ثروت‌ها با تلاش و ابتكار انسان‌ها توليد مي‌شود، بنابراين هرجا كه انسان هست ثروت نيز بالقوه آنجا است اما زماني كه اين قوه فعليت نيابد ما شاهد فقر خواهيم بود.
قرن‌هاي طولاني وضعيت فقر به طور عمده‌ بر جوامع انساني حاكم بود، تنها در دو سده اخير است كه انسان‌ها توانسته‌اند با تكيه بر نظام اقتصادي مدرن بر فقر عمومي غلبه كنند و ميانگين اميد به زندگي را از كمتر از 25سال به بيش از 65سال برسانند.
آگاهي به توانايي‌هاي بشري و از قوه به فعل در آوردن اين توانايي‌ها (كه به اصطلاح امروزي به آن توانمندسازي مي‌گويند) از طريق ايجاد نهادهاي حقوقي- اقتصادي مناسب،‌ عامل اصلي اين توفيق در مبارزه عليه فقر بوده است. صدها ميليون نفري كه تنها طي دو دهه گذشته در كشور چين توانستند گريبان خود را از فقر مطلق‌ رها سازند در سايه سياست‌هاي توزيعي و صدقه‌دهي اين موفقيت را به دست نياورده‌اند بلكه با تكيه بر توانمندي‌هاي خود و تلاش در يك محيط كسب‌وكار بالنسبه آزاد اقتصادي به اين هدف نايل آمده‌اند.
تجربه چين در حقيقت تكرار و تاييد تجربه مقابله با فقر و تشويق توليد ثروت در ساير جوامع دنيا در دوسده گذشته است. آزادي كسب و كار و تجارت مهم‌ترين عامل تحقق بخشيدن به توانايي‌هاي بالقوه توليد ثروت است.
از اين رو مي‌توان گفت كه توليد ثروت در هر جامعه‌اي تابعي از ميزان آزادي اقتصادي افراد است. دانش توليد ثروت و تجربه‌هاي گران‌قدر جوامع بشري متاسفانه در برخي از كشورهاي جهان سوم و از جمله‌ كشور ما ناديده گرفته مي‌شود.
ما هنوز سياست‌هاي توزيعي، يارانه‌اي و شايد ناگوارتر از همه مداخله‌جويانه در مكانيسم بازار را تنها راه مبارزه با فقر مي‌دانيم. طرفه اينجا است كه همه بررسي‌هاي كارشناسي نشان مي‌دهد كه اين‌گونه سياست‌ها عمدتا به گسترش رانت‌خواري، شكل‌گيري ثروت‌هاي نامشروع و نابرابري مشهود در توزيع يارانه‌ها و امتيازات ويژه به نفع اقشار پردرآمد و به زيان فقرا انجاميده است.
علت اين شكاف ميان نيت‌هاي خير و نتايج شر در بي‌توجهي به دانش و تجربه بشري است. برخي هنوز در پي اختراع چرخ بومي، علم بومي و اقتصاد بومي هستند غافل از اينكه هزينه اتلاف منابع ناشي از اين تفنن‌هاي ايدئولوژيك را بيش از همه ناگزير فقيرترين اقشار جامعه مي‌پردازند.ثروت با تلاش و ابتكار توده‌هاي مردم توليد مي‌شود و افزايش مي‌يابد، اما لازمه اين امر آزادي فعاليت و نوآوري است.
در يك نظام اقتصادي بسته دولتي كه ديوانسالاري و مداخله دولت در همه قرار‌دادهاي داوطلبانه انگيزه‌هاي توليد و تجارت را از بين مي‌برد نمي‌توان انتظار افزايش ثروت و كاهش فقر را داشت حتي اگر هدف اعلام شده دولت از اين مداخلات توزيع برابر ثروت و يا تشويق توليدكنندگان از طريق اعطاي يارانه‌ها باشد.
يك‌بار براي هميشه بايد اين دستاورد علم و تجربه بشري وضعيتي كه در آن درآمد سالانه يك نفر 10ميليون دلار است و درآمد يك نفر ديگر 100هزار دلار در سال، نشانگر موقعيت بسيار نابرابر صد به يك است را نپذيرفت كه آزادي مهم‌ترين انگيزه و عامل ايجاد ثروت است و بدون افزايش ثروت مقابله با فقر سخني بي‌معنا است.